عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
703
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
وجه سيوم بمعنى مكافات و مجازات است : ميگويد اللَّه كارساز مؤمنانست و مزد دهندهء كردار ايشانست ، كردار اندك مىپذيرد و ثواب بسيار مىدهد ، و رايگان برحمت و مغفرت خود مىرساند ، آنست كه حكايت كرد از موسى ع - « أَنْتَ وَلِيُّنا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا » جاى ديگر گفت « ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ » اين هر يكى شاخى است از درخت دوستى ، و معنى از لفظ دوستى ، پس همه فراهم كرد و بمعنى دوستى خود اضافت فا مؤمنان كرد . گفت : اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ - ايشان را بيرون آرد از تاريكى كفر با روشنايى اسلام و از تاريكى نكرت با روشنايى معرفت و از تاريكى جهل با روشنايى علم و از تاريكى نفس با روشنايى دل ، پيش از خلق ايشان بعلم قديم دانست كه ايشان را از ظلمت كفر و بدعت نگاه دارد ، چون بيافريد ايشان را و در وجود آورد علم وى در ايشان برفت و با ايمان آمدند و روشن دل شدند ، وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ - يعنى كعب بن الاشرف و حيى بن اخطب يدعونهم من النور الى الظلمات - اينست قول مقاتل و قتاده گفتهاند - قومى جهوداناند كه پيش از مبعث مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم نعت و صفت وى بتورات ميخواندند و به نبوت وى ايمان داشتند ، پس كه رب العالمين وى را بخلق فرستاد آن سران و پيشروان ضلالت چون كعب اشرف و حيى اخطب و مانند ايشان فرا متبعان خود نمودند كه اين نه آنست و نعت و صفت وى بپوشيدند تا ايشان از ايمان بنبوت وى بيفتادند و بوى كافر شدند . اينست كه اللَّه گفت : يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ - مجاهد گفت - قومى از دين اسلام مرتد گشتند ، اين آيت در شأن ايشان فرو آمد ، يعنى كه اول در نور اسلام بودند و طاغوت ايشان را از نور اسلام بيرون كرد و فاظلمت كفر افكند ، و طاغوت ايشان شيطان بود و هواء نفس ، هر چه بنده را از حق برگرداند آن را طاغوت گويند ، ازين جهت يُخْرِجُونَهُمْ بلفظ جمع گفت ، اما اهل معانى آيت بر عموم راندند و گفتند ، مراد به اين